حیرانی

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Thursday, November 07, 2002 :::

اين يه سال - كه براي من خيلي سال بود- خيلي تغيير كردم, تجربه هاي زيادي داشتم , آدمهاي زيادي روشناختم و دوستان زيادي پيدا كردم. از زندگي و انسانها بيشتر فهميدم و بيشتر درك كردم و كمتر تعصب داشتم وبيشتر سرگردان كوچه هاي ناشناحته شك شدم.
تو اين يه سال خيلي راه اومدم و كلي خسته ام اما هنوز سايه درختي پيدا نشده و دارم ادامه ميدم.
مي خوام از گذشته بگم. ازخبر سايت گويا شروع مي كنم و آدرس “خود بزرگ بيني
بعدش وبلاگ صاحاب كه خود را زود بازنشست كرد و مامان بزرگ ( بعدا فهميدم از خودم هم كوچيكتره و چقدر زحمت كه من به طناز عزيز كه ندادم و چه غرها كه نزدم و اون صبورانه منو تحمل كرد) آقا داداش با زن داداش كه سرش گرم كار خونه بود و كم مي نوشت و مي نويسه, بي بي شهرزاد با نوشته هاي كوتاه و جذاب كه عين قصه هاي هزار و يه شب يه بار كه بخوني هر روز سر ميزني, داداش شيطون با حموم رفتناش!, وحيد خان , ميترا و مهسا كه خيلي وقته خبري ازشون نيست, شايان خان كه هنوز تو كوچ از كوچ مي نويسه , داستانك كه زود گم شد , خان عمي كه تو خونه جديديش سرش گرم تعريف خاطرات گذشته س , ققنوس هم پرواز در تمرين پرواز, بالتازار هم قلوم !, مجيد رياضي عزيز با پيغامهاي گرم و وبلاگ پر محتوا, بهزاد عم اوغلي كه هر چند هفته يه بارآفتابي مي شه , خانم! بامداد عزيز , تنبل خانوم كه اسمش خيلي بهش مياد!, نيوشاي مهربان و فهيم , ناصر عزيز كه كلي باهاش شوخي كردم و آخرش لينكش يادم رفت , آقا سلمان , آقا حامد و خاطرات با مطالب فني و مفيد. خان دايي كه وبلاگش باعكس ژينا خوشگل مي شه. خورشيد خانوم معرف يه دختر تهراني با خواسته هاي جديد و پينك فلويديش كه يه قورمه سبزي قول داد اما فراموش كرد!, پدارم و تلخون كه هنوز منتظرم وضع آپارتمانشون درست بشه برم عيد ديدني, محمد عزيز با كلمات شفا دهنده اش , دكتر جون با طنز ظريفش,قاصدك كه حالا واسه آهوان خبر مياره, ليلاي ليلي زني كه هميشه سرش خيلي شلوغه و ايميلهاشو گم مي كنه ! و زياد اگه بخوام بگم پوستم كنده ست! و داداش نئو كه با طراوت شده!
و خيلي هاي ديگه كه بايد ازشون يادي بكنم.



::  yashar 15:08 [+]  ::

نام وبلاگ از کتاب جاناتان مرغ دریایی برگرفته شده است و در زبان ترکی به معنای پرتاب کننده جان می باشد.
از نوشته های دیگران :
خدایِ نوح وی را به همسر و پسرش آزمود و خدایِ ابراهيم به اسماعيل و خدایِ يعقوب به يوسف و خدایِ يوسف به زليخا و خدایِ سليمان به بلقيس و ... من نه به خدایِ نوح و ابراهيم و يعقوب و يوسف و سليمان، که به خدای آدم و حوا سجده ميکنم که در امتحان و در عذاب، اين دو را از يکديگر جدا نکرد

از «عرائض»

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هیچ پیچیدگی در این صدا نیست

تويي كه مي پيچي در من؛

نفس شمعداني ها را به سر انگشتانم؛

رويايي اقاقيا را به تاب گيسوانم؛

وبند بند وجودت را به پايم

از « در آستانه »

از نوشته های قبلی :
بی حضور تو
قاب خالی اين پنجره
نقش دلتنگيم را می زند
بهار يا پاييز
تابستان يا زمستان
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
همیشه
من تمام می شوم
قبل از
آخرین صفحه کتاب

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بر لبانت نقشی ست
مانده از هزار سال
تا بيايم
جانش دهم
تا
تنم فرو کشی
جانم پرواز دهی

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هر گئجه
الیمده
یازیرام
گله جکسن
هر گونوز
آننیمدا
یازیسان
گلمیه جکسن
* * *
هر شب
بر دستانم
می نویسم
می آیی
هرصبح
بر پیشانیم
می نویسی
نمی آیی
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
گلها روییده اند

چشمه ها جوشیده اند

و من

به جستجوی تو

بهترین آواز قناری را

پر داده ام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

كاش !

گياهي بودمي

روییده بر صخره اي

چنگ انداخته در

دل سنگي

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

من ابراهيمم
همه بت ها را شكسته ام
جز بت بزرگ
كه گذاشته ام
هر كدامتان خود بشكنيد
 
ابراهيم مختاري  هستم
متولد1351 در شهرستان ميانه, از شهرهاي آذربايجان, ساكن تهران
ليسانس رياضي كاربردي از دانشگاه صنعتي شريف
شغلم مديريت شبكه و پايگاه داده اوراکل هست.
اولين كتاب هايي كه خواندم ، كتابهاي صمد بهرنگي بود و از كودكي با الدوز و ياشار دوست بودم. اولين بار كه وارد محيط اینترنت شدم و اسم مستعار خواست، بي معطلي ياشار را تايپ كردم و از آن زمان شدم ياشار .
دوستانی خوب :

شعرهای شاملو 1 ، فروغ ، سهراب ، جلالی
برادران كارمازوف (داستایوفسکی)
زوربای یونانی / سرگشته راه حق/ مسیح باز مصلوب  ( کازانتزاکیس)
پیامبر و دیوانه ( جبران خلیل جبران)
سمفوني مردگان(معروفی)
جان شيفته (رومن رولان)
ناتور دشت (سلینجر)
سوشون( سیمین دانشور)
طاعون / بیگانه ( کامو)
كيمياگر ( کوئیلیو)
جاناتان مرغ دريايي ( ریچارد باخ)
كوري (ساراماگو)
درتنگ / مائده های زمینی ( ژید)
دنياي سوفي ( یوستین گردر )
 

 ....

 

:: آرشيو ::

 

 

هرگونه استفاده ازمطالب اين وبلاگ بدون اجازه ممنوع است، بجز در وبلاگها