حیرانی

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Friday, December 14, 2001 :::

اين چند روزه خيلي بالاي منبر رفتم ؟ مي بخشين.
من خودم هم از بالاي منبر حرف زدن و يا شنيدن خوشم نمياد.
اما چه كنم يه اتفاقات تلخي افتاد مجبور شدم اونطوري حرف بزنم .چون نمي خواستم شما هم تلخ بشين اونطوري گفتم . پشيمون هم نيستم چون حداقل رو خودم تاثير مثبت گذاشت. چون منم معتادم ,چيزي كه مي نويسم ده بار مي خونم و هر بار كه خوندم مصمم تر شدم.
شانس آوردم , پدربزرگ خوبم بهم تذكر داد تا راهم كج نشه .اون مدت شايد راه درستي رفتم اما راه من طرفه ديگه ست, بايد بر مي گشتم دوباره تو راه خودم.
پدربزرگ جونم, بازم ممنونم.
با اجازه تون يه مدت هم دارم ميرم به آشيانه قديمي, اگه به اينترنت دسترسي داشتم از اونجا هم مي نويسم .
اگه نتونستم قراره ما بعد از عيد فطر.
راستي عيد فطرتون هم پيشاپيش مبارك , نماز و روزه هاتون قبول و تعطيلات به همه خوش بگذره .
اونايي هم كه خارج از ايران هستن اميدوارم سلامت و خوش باشن و روزي برسه همه تو ايران باشيم با هر فكر و عقيده اي دورهم و خوشبخت و شاد .
ديگه به تك تك تون ايميل نمي زنم كه سرورهاي استكبار جهاني اذيت شن و اين آب باريكه اينترنت ايران ترافيكش بره بالا!. خب اينجا نوشتم خوندين ديگه !
امسال خدا تو ماه رمضان خيلي چيزا به من داد پدر بزرگ , مامان , آبجي , داداش , عمو , دايي و ….يعني خانواده وبلاگ صاحاب ها والبته خودم!, چون از زماني كه دارم مي نويسم خودمو بهترشناختم.
خدايا خيلي ممنونم . اين خانواده رو در سايه خودت دور هم و خوشبخت و سلامت نگه دار, آمين.
برگشتم, فكر كنم اونقدر مطلب واسه خوندن تو وبلاگها هست كه وقت خواب نداشته باشم .
پس تو اوج باشين تا برگردم
يه وقت جايي نرين ها. من بر مي گردم.

::  yashar 22:51 [+]  ::

نام وبلاگ از کتاب جاناتان مرغ دریایی برگرفته شده است و در زبان ترکی به معنای پرتاب کننده جان می باشد.
از نوشته های دیگران :
خدایِ نوح وی را به همسر و پسرش آزمود و خدایِ ابراهيم به اسماعيل و خدایِ يعقوب به يوسف و خدایِ يوسف به زليخا و خدایِ سليمان به بلقيس و ... من نه به خدایِ نوح و ابراهيم و يعقوب و يوسف و سليمان، که به خدای آدم و حوا سجده ميکنم که در امتحان و در عذاب، اين دو را از يکديگر جدا نکرد

از «عرائض»

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هیچ پیچیدگی در این صدا نیست

تويي كه مي پيچي در من؛

نفس شمعداني ها را به سر انگشتانم؛

رويايي اقاقيا را به تاب گيسوانم؛

وبند بند وجودت را به پايم

از « در آستانه »

از نوشته های قبلی :
بی حضور تو
قاب خالی اين پنجره
نقش دلتنگيم را می زند
بهار يا پاييز
تابستان يا زمستان
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
همیشه
من تمام می شوم
قبل از
آخرین صفحه کتاب

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بر لبانت نقشی ست
مانده از هزار سال
تا بيايم
جانش دهم
تا
تنم فرو کشی
جانم پرواز دهی

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هر گئجه
الیمده
یازیرام
گله جکسن
هر گونوز
آننیمدا
یازیسان
گلمیه جکسن
* * *
هر شب
بر دستانم
می نویسم
می آیی
هرصبح
بر پیشانیم
می نویسی
نمی آیی
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
گلها روییده اند

چشمه ها جوشیده اند

و من

به جستجوی تو

بهترین آواز قناری را

پر داده ام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

كاش !

گياهي بودمي

روییده بر صخره اي

چنگ انداخته در

دل سنگي

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

من ابراهيمم
همه بت ها را شكسته ام
جز بت بزرگ
كه گذاشته ام
هر كدامتان خود بشكنيد
 
ابراهيم مختاري  هستم
متولد1351 در شهرستان ميانه, از شهرهاي آذربايجان, ساكن تهران
ليسانس رياضي كاربردي از دانشگاه صنعتي شريف
شغلم مديريت شبكه و پايگاه داده اوراکل هست.
اولين كتاب هايي كه خواندم ، كتابهاي صمد بهرنگي بود و از كودكي با الدوز و ياشار دوست بودم. اولين بار كه وارد محيط اینترنت شدم و اسم مستعار خواست، بي معطلي ياشار را تايپ كردم و از آن زمان شدم ياشار .
دوستانی خوب :

شعرهای شاملو 1 ، فروغ ، سهراب ، جلالی
برادران كارمازوف (داستایوفسکی)
زوربای یونانی / سرگشته راه حق/ مسیح باز مصلوب  ( کازانتزاکیس)
پیامبر و دیوانه ( جبران خلیل جبران)
سمفوني مردگان(معروفی)
جان شيفته (رومن رولان)
ناتور دشت (سلینجر)
سوشون( سیمین دانشور)
طاعون / بیگانه ( کامو)
كيمياگر ( کوئیلیو)
جاناتان مرغ دريايي ( ریچارد باخ)
كوري (ساراماگو)
درتنگ / مائده های زمینی ( ژید)
دنياي سوفي ( یوستین گردر )
 

 ....

 

:: آرشيو ::

 

 

هرگونه استفاده ازمطالب اين وبلاگ بدون اجازه ممنوع است، بجز در وبلاگها